زبان ترکی آذربایجانی

زبان تركي آذربايجاني

 

زبان امروزي آذربايجان، که در گروه بندي زبانها و کتب دايره المعارف از آن به اختلاف به نا م آذربايجاني ، زبان آذري و ترکي آذري نام مي برند، به زباني اطلاق مي شود، که امروزه اکثريت بزرگ سكنه محدوده اي که از نظر جغرافيائي نام آذربايجان بر خود دارد، به طور عموم و اقوام و عشاير و واحد هاي پراکنده اي به فوا صل دور و نزديك از اين خطه جغرافيائي ، به آن تكلم مي کنند. و احساسها و انديشه ها و مقاصد خود را در قالب الفاظ و کلمات آن مي ريزند . اين زبان، در داخل مرزهاي ايران زبان محاوره اکثريت ساکنان منطقه شمالغربي آشور ( آذرباجان و خمسه) و طوايف و گروههاي مختلفي در سراسر ايران 

است.

زبان کنوني آذرباجان، از نظر منشا و پيوسته گي تاريخي، از زبانهاي منشعب از شاخه ترکي زبانهاي آلتائيك است که موطن اصلي آن در ادوار تاريخي، نخست جلگه هاي وسيع آسياي مرکزي و سواحل يني سئي بوده و بعدا ، در طول اعصار و قرون ، در نتيجه مهاجرت و اسكان قبائل و اقوام ترك زبان گسترش يافته و دامنه آن از يك طرف تا سوريه و بين النهرين و از طرف ديگر تا شبه جزيره بالكان کشانده شده و زبان تكلم و کتابت ملل و اقوام مختلف گشته است.

جريان استقرار و رواج ترکي آذري در آذربايجان ، از ديرباز موجب گفتگوها و مباحث گوناگون گشته و عقايد مختلف و غالبا متناقض در اين باره اظهار شده است . ولي آنچه که در ميان اين همه گفتگوها و نظر پردازيهاي ضدونقيض، محروز و بي گفتگوست، اين است که به دليل هر تقدير تاريخي که بوده اين 

زبان اکنون قرنهاست که زبان دل و قالب انديشه و احساس مردم اين ديار است. 

زبان ترکي آذربايجاني ، که در گروه بندي امروزي زبانهاي ترکي جزو زبانهاي گروه جنوب غربي محسوب مي شود، در عين حال که در اساس از زبان عشيره اوغوز منشعب گشته است، در سير تاريخي خود به اقتضاي موقعيت جغرافيائي اين خطه ، از يك طرف با عناصر ديگر زبان ترکي قديم و در درجه اول با زبان قپچاق ، که به وسيله قبايل ترك زبا ن به اين نواحي منتقل مي شده الفت يافته و از طرف ديگر با زبانهای فارسي و آردي در جنوب و مغرب و زبانهاي گرجي و ارمني و روسي در شمال و شمال غربي مجاورت و آميزش پيدا کرده است.

با اينكه اين الفت و آميزش، موجب تاثير لفظي متقابل اين زبانها در همديگر گرديده با اينهمه زبان ترکي آذري مانند هر زبان زنده ديگر ، سير تكاملي خود را بر اساس مشخصات ذاتي ويژه خود ادامه داده و ضمن اينكه زبان ادبي آن در ادوار مختلف ، به علل تاريخي ، تحت تاثير و جاذبه زبان فارسي و از 

مجراي زبان فارسي در معرض نفوض لغات و کلمات عربي قرار گرفته و از اين رهگذر مقدار نسبتا زيادي لغات مانوس و نامانوس فارسي و عربي در زبان ادبي آن را يافته ، معهذا سير تكاملي زبان در اساس بر طبق مشخصات ذاتي آن دوام داشته و علاوه بر ميراث ادبي کلاسيك، ادبيات فلكلوريك غني و سرشاري از خود به جا گذلشته که يكي از شكوفاترين ادبيات فلكلوريك بوده تاثير آن در ادبيات خلق اقوام و ملل همجوار مشهود و نمايان است.

دورنماي کللي و اجمالي فوق ايجاب مي کند قبل از طرح مباحث اصلي گرامر زبان آذرباجان به نكات و مسائل عمومي چندي به اختصار اشاره شود. اشاره به اين نكات به آنجهت مفيد و ضروري به نظر ميرسد که افق ديد ما را براي برسي مباحث اصلي آماده تر خواهد ساخت.

اين مسائل عبارتند از : ١زبان يك عامل اجتماعي تحول پذير ٢زبان گفتار و نگارش ٣زبان و کلمات بيگانه ٤درباره ويژگيهاي عمومي زبانهاي ترکي.

 

 

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: