نامهای تركی شهرها و اماكن جغرافیائی آزربایجان و ایران – قاراقان

نامهای تركی شهرها و اماكن جغرافیائی آزربایجان و ایران، ریشه شناسی و وجه تسمیه آنها ( قاراقان Qaraqan ) / مهران بهاری

 

قاراقانQaraqan
خرقان- قره قان
قاراقان
(خرقان) منطقه ای وسیع از آزربایجان جنوبی است كه در راستای سیاستهای
آزربایجان زدائی، بین استانهای آزربایجانی همدان، مركزی و قزوین تجزیه شده
است. امروز بخشی از آن كه در شهرستان رزن استان همدان قرار دارد "دهستان
خرقان"؛ بخشی از آن كه در استان قزوین قرار دارد "خرقان شرقی" و "خرقان
غربی"؛ و بخشی از آن كه در شهرستان ساوه استان مركزی قرار دارد "بخش
خرقان" نامیده می شود. قسمتی از اراضی خرقان از رودهای خررود و کلنجین و
آوه و رودک و قسمت عمده بوسیله چشمه سارهای متعدد مشروب میشود. سرزمین
خرقان در مجموع ناحیه ایست كوهستانی كه دو سلسله جبال معروف آن یكی "خرقان
داغ" در حد فاصل خرقان و دهستان درجزین و خلجستان ساوه و دیگری رامند میان
خرقان و رامند و دهستان زهرا قرار دارند. سلسله خرقان داغ در طول منطقه‌ای
كه در داخل آن واقع است در هر محل بنامی خوانده می‌شود. دو گردنه معروف
این سلسله كوه یكی "سلطان بلاغ" و دیگری "آوه" نام دارد. در گذشته (و
امروز؟) کوههای خرقان ییلاق ایلات ترك شاهسئوه ن بغدادی بوده است.

دهستان
خرقان: در قسمت جنوب غربی قزوین قرار دارد و از شمال به رودخانه خررود و
دهاتی از دهستانهای دودانگه، نواحی افشاریه، زهرا و …. استان آزربایجانی
قزوین، از شرق به دهستان خلجستان شهرستان آزربایجانی ساوه، از جنوب قسمتی
به دهستان درجزین استان آزربایجانی همدان و از مغرب به ناحیه خمسه استان
آزربایجانی زنجان محصور است. در معجم البلدان آمده است: "خرقان نام قریتی
از قرای همدان که بعدها از مضافات قزوین شده است". این همان خرقان نزدیک
قزوین است که به نام سه طائفه عمده ناحیه، به سه بلوک خرقان افشار
[آوشار]، خرقان بکشلو [بكیشلی] و خرقان قتلو [قوتلو] تقسیم میشده است. در
حال حاضر جاده آسفالته قزوین ـ همدان، دهستان خرقان را به دو قسمت شرقی و
غربی تقسیم می‌نماید. مركز بخش خرقان غربی "آوه" (نك. آبا-آوه) است كه در
١١٠ كیلومتری جنوب قزوین بر سر راه قزوین ـ همدان قرار دارد. مركز خرقان
شرقی، قصبه كلنجین است كه در ٢٤ كیلو متری شرق آوه قرار دارد. كلنجین در
گذشته اعتبار بیشتری داشته و مركز تمامی خرقان بشمار میرفته است.

نامهای جغرافیائی مشابه:
به
نام خرقان در سرتاسر آزربایجان برخورد می شود. علاوه بر ناحیه خرقان، در
بخش آوج استان آزربایجانی قزوین برج‌های دوقلوی مشهوری بنام برجهای خرقان
كه شاهكار معماری تركی دوره سلجوقی می باشند وجود دارند. با این نام
همچنین در دیگر مناطق ملی تركان ایران، در قاشقای یورد در جنوب ایران،
افشار یورد در شمال شرقی ایران و همچنین در آسیای میانه نیز مواجه می
شویم:بای بک

١-خرقان: "نام شهری بوده به نزدیکی تبریز به آزربایجان
و اصل آن ده نخیرجان بوده منسوب به نخیرجان صاحب بیت المال کسری" (معجم
البلدان).
٢-قاراقان-قاراغان: در سقز، كردستان فعلی (در متون تاریخی
دوره اسلامی، شهر ساققیز-سقز شهری در جغرافیای تاریخی آزربایجان شمرده می
شود. نك. ساققیز-سقز).
٣-قاراقانلی، قاراقانلی مامان (ماوی قیشلاق): در میانه (نك. مویانجی-میانه).
٤-قره خان: دهی از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد
٥-ده قره خان: دهی از دهستان گوهر بخش بافت شهرستان سیرجان. در شمال باختری بافت. ساکنین آن از طایفه ترك افشار هستند.
٦-خرقان:
"نام قریتی در چهار فرسخی بسطام بر راه استرآباد، در دامنه کوه و با
درختان میوه نیکو بوده است. این شهر در قرون هفتم و هشتم هجری محلی با
اهمیت بوده و از مزار اکابر، تربت شیخ ابوالحسن خرقانی در آن موضع قرار
دارد".
٧-قره خان بندی: دهی از دهستان گرم خان بخش حومه شهرستان بجنورد در شمال خاوری بجنورد و سر راه شوسه بجنورد به قوچان در افشاریورد.
٨-خرقان طویل: دهی از دهستان درزاب بخش حومه شهرستان مشهد واقع در شمال باختری مشهد.
٩-کال قره خان: نام کانالی است به مشهد.
١٠-خرقان: نام قریتی از قراء سمرقند بر هشت فرسنگی آنجا.
١١-خرقان: نام یکی از رودهای بخارا و نام یکی از روستاهایی بوده که قبل از بنای بخارا بوجود آمده است.

١٢-
در نزدیكی شهر مراغه آزربایجان، ناحیه ای به اسم "ساروقرغان" كه در دوره
امپراتوری تركی آزربایجانی صفویه دارای اهمیت بالنسبه بوده و با ناحیه
دیگری به نام گاورود حكومت نشین بوده، وجود داشته است. در گذشته در این
ناحیه قلعه ای بنام "ساروقورقان" وجود داشته كه امروز در حوالی آن دهی
بنام "ساری قورخان" واقع شده است. به نظر می رسد هر سه این نامها یعنی
"قرغان"، "قورقان" و "قورخان" تلفظهای گوناگون كلمه تركی "قورقان" بوده و
با كلمه "قاراقان" بی ارتباط اند. "قورقانQurqan " كلمه ای تركی است كه
برای نامیدن پشته های كوچك بر مزارهای مرسوم در میان اقوام اوراسیا در ٥
هزار سال پیش و تركان باستان بكار می رفته است. این كلمه بعدها معنی
استحكامات و قلعه و … را نیز پیدا كرده است (نك. قورقان-گرگان).

ریشه شناسی و وجه تسمیه

"خرقان" و "قره قان" كلماتی تركی به معانی زیر اند:

١-نوعی
از درخت و یا بوته، اقاقی (به تركی همچنین "آغ سالخیم آغاجیAğ Salxım
Ağacı " نامیده می شود)، گل ابریشم. بنا به كاشغری نوعی درخت كوهستانی،
بوته بیشه. فرمهای گوناگون آن قاراقان (قاراخانی، تركی میانه، تركمنی،
خلجی)، قاراقانا (تركی میانه)، كاراگان (قیرقیزی، آلتائی)، قاراغان
(قزاقی، باشقوردی، شور)، خاراغان (خاقاسی، تووا-توفالار). این كلمه تركی
در اشكال قاراغانا Qarağana، قاراغونا Qarağuna، قارغانا Qarğana به زبان
مغولی وارد شده است (پسوند –غانا، -گنه در زبان مغولی برای ساختن اسم
گیاهان و حیوانات بكار می رود: كگورجی گنه =گؤیه رچین تركی، قاییراغانا=
مرغ نوروزی)بای بک

٢-به معنی رود كوچك و یا باریكه آب كوهستانی، معادل Qôroxan قرخان مغولی.

٣-قاراقان
و یا قاراخان نام برخی شخصیتهای تاریخی واقعی و یا افسانه ای ترك بوده
است، از جمله پدر اوغوزخان؛ یكی از چهار فرزند چنگیزخان؛ نام خانی مشهور
از اویراتها و … این نام همچنین در نام نخستین دولت تركی پس از اسلام،
یعنی دولت قاراخانلی (در متون اسلامی خانیه، قاراخانیه، آل افراسیاب، آلپ
ایلیگ خانلار، آرسلان بوغرا خانلار، …) برگرفته شده از نام پدر بزرگ ساتوق
بوغراخان موسس سلسله قاراخانی نیز مشاهده می شود.

٤-در تاریخ سیاسی
و اجتماعی ترك، قاراخان به عنوان لقب و رتبه ای دولتی و ندرتا به معنی
بزرگ قوم بكار رفته است. در نظام دولتی تركی، قاراخان مقام بلندپایه ای
بوده است كه دارنده آن از طبقات پایین مردم و غیراشرافی به حكومت و حاكمیت
رسیده باشد.

٥-"قاراخان" در میتولوژی تركی، به معنی خدای خدایان و معادل زئوس یونانیان است.

٦-در
برخی از نامهای اماكن جغرافیائی، "قاراقان" را می توان تركیبی از "قارا"
به علاوه پسوند-اسم تركی-اورال آلتائی "-قان-قانا" كه دلالت بر مكان، ….
دارد دانست. در زیر در باره واحدهای "قان" و "قارا" به اختصار توضیحاتی
داده می شود:

قان-قانا:
پسوندهای قانqan و قاناqana و مشتقات
آنها (كانkan ، گانgan ، جانcan ، وانvan ، غانğan ، انan ، … و نیز
خاناxana ، خانهxanә ، خنهxәnә ، خوناxona و ….) كه دلالت بر جای و مكان
دارند، به حد وفور در نامهای جغرافیائی سراسر آزربایجان و ایران بكار رفته
اند. ریشه این پسوندها را می توان همزمان در زبانهای گوناگون اورال آلتائی
مانند توركی و موغولی، و زبانهای پروتوتوركی مانند سومری تعقیب نمود. احمد
كسروی نیز متوجه وجود همچو پسوند-كلمه ای در نامهای جغرافی آزربایجان شده
بود، اما آنرا به نادرستی پسوند-كلمه ای فارسی-ایرانی-آریائی پنداشته بود:
"کلمه وان که اینان بر آخر این شهرها میگذراند کلمه ای است که در آخر نام
های آبادیها بسیار معروف میباشد چنانکه در این نامها: شیروان نخجوان،
هفتوان، ایروان، کردوان …. ان، گان، ران، لان، رام که در آخر نامهای
آبادیها فراوان می آید همه از یک ریشه می آید و بمعنی شهر یا جای یا بوم
میباشد". بر خلاف نظر كسروی، نه تنها مرتبط شمردن پسوند-كلمه "قان" تركی
در نامهای جغرافیائی با زبانهای ایرانی، مطلقا نادرست است، بلكه هر نام
جغرافیائی كه دارا پی افزوده قان-گان و …. باشد به احتمال بسیار زیاد نامی
تركی و یا اورال آلتائی است:

الف- قان-قانا در زبان سومری: در زبان
سومری كه از سوی برخی از صاحبنظران زبانی پروتوتورك شمرده می شود اسمی با
فرمهای قانا Qana، قانQan و كانKan به معنی محل، موضع، مكان، جا؛ جایگاه،
چهارچوب، تكیه گاه، گنجه؛ ناحیه، قلمرو، عرصه، منطقه؛ بسته، دسته، قوطی و
…. وجود دارد. فرم مصدری آن به معنی به پیش راندن و تحمل كردن است. در این
زبان همچنین كلمه ای به شكل قانا Qâna، قانQân و به معنی بخشی از مزرعه،
قسمتی از خاك، كشتزار، سطح مسطح، واحد سطح، …. شكل موجود است. بی شك
بسیاری از نامهای جغرافیائی مختوم به "–قان"، "-گان"، "-جان"، "-وان" و …
در آزربایجان و نواحی مجاور آن، و همچنین محتملا اسامی بسیاری از مكانهای
جغرافیائی كه دارای كلمه "خانا" می باشند (نك. خانا-پیرانشهر،
خونا-خلخال)، نامهائی بسیار قدیمی مشتق شده از همین ریشه و یا دارای
ارتباط با آن می باشند.بای بک

ب-قان در زبان تركی: پسوند
ائتنوتوپونیم ساز "-غان-ğan " "-قان-qan "، "-گان-gan "، "-كه ن-kən "
نشان دهنده جا، مكان و محلهای جغرافیائی در زبان توركی است. این پسوند در
زبان موغولی نیز موجود بوده و بویژه پس از عناوین، نام رودخانه و كوهها
آورده می شود. به این پسوند در توپونیمهای باستانی مانند كورقان-قورقان
(پشته ای كوچك بر مزار مرسوم در میان اقوام اوراسیا در ٥ هزار سال پیش.
بعدها به معنی استحكامات و قلعه و …)، قادیرقان، بارسیغان-بارسقان، قارقان
(قاراقان-خرقان، معادل قوراخان مونغولی. رود كوچك، باریكه آب كوهستانی)،
قاتقان (خم، انحنا، كج و مورب)، یارقان، یارلیقان (از اسامی جزائر دریاچه
اورمیه. محل پرتگاه، كناره دره، شكستهای كنار رودخانه)، بارقان (زمین سست،
محل باتلاقی)، چالاغان (از اسامی جزائر دریاچه اورمیه. محل زندگی طائفه
چالا-چلا از توركان قیپچاق)، اؤتوكه¬ن (به معنی محل دعا و نام الهه مكان،
فرم اولیه آن "اؤتوك+-كه ن") و … بكار رفته است. این پسوند در توپونیمهای
بیشماری در سرتاسر سرزمینهائی كه روزگاری تحت حاكمیت اقوام آلتائی،
پروتوتورك و تورك بوده اند بویژه در ایران و آزربایجان بیادگار مانده است،
از آن جمله اند نامهای جغرافیائی زیر: آزربایجان، بلاسجان-بلاشگان،
داخرقان-توفارقان، بیلقان-بایلاقان، مغان-موغان، زنگان-زنجان،
سیساقان-سیسجان، كوشگان-جوشقان، یئكه¬ن، شانجان، سدقان (صدقان)، چادگان
(چادقان)، چؤهره¬قان، دلیجان، اندیجان، دیلمقان، نوشیجان، كمیجان، ورزقان،
گوگان، گرگان-جرجان، واسپورقان، ارزینجان، اوجان، ترجان، مزلقان،
چاپاقان-چپقان، جنقان-جنگان، و… گفته شده است كه پسوند "-قان-qan " از
طریق قوم و یا اتحادیه اقوام پروتوتورك ساكا به زبان پارتیان و از آنجا به
زبانهای ایرانی پیش از اسلام وارد و پس از استیلای عرب و نفوذ فرهنگ زبانی
عربی، تبدیل به "-جان-can " شده است.

قارا [قرا، قره، خره، خارا]
كلمه
"قارا" در زبان تركی (و "خره-خارا"، در زبان مغولی و برخی دیگر از زبانهای
آلتائی و التصاقی باستانی در منطقه) به معنی سیاه (قاراگئجه) است. علاوه
بر آن، این كلمه در تركیبات گوناگون دلالت بر بدیمنی (قاراگون، قاراخبر)،
یاس (قارا گییمه ك) ، مردمی بودن (قارابودون، قاراخالق)، شدت (قاراقیش) و
بزرگی (قاراچئریك: ارتش معظم؛ قارادایاق: گرز بزرگ، قاراگؤز: چشم درشت)
دارد. كلمه "خارا" در زبان فارسی در تركیب سنگ خارا، به معنی سنگ درشت،
نیز همین كلمه تركی است. صفت قارا در نامهای جغرافیائی و امكنه در اكثر
موارد به معنی رنگ سیاه است. اما این صفت علاوه بر رنگ سیاه، ممكن است كه
بسته به مورد، نشان از انبوهی و متراكم بودن (در مورد گیاهان و جنگلها،
مانند قارااورمان، قاراچیمه ن)، جهت شمال (قارایئل، قارادنیز)، مرتفع بودن
(قاراداغ، قاراقایا، قاراتپه، قاراآغاج) داشته باشد. قارا در نام رودخانه
ها (قاراسو، قاراچای) به معنی رودخانه ای می باشد كه آب آن به آرامی روان
است.بای بک

با دو مقدمه فوق، واژه "قاراقان" در برخی از
نامهای جغرافیائی را می توان به عنوان نامی مركب از دو كلمه "قارا" و
"قان" و در مجموع به معنی مكانی بزرگ و یا محلی مرتفع دانست (برای قارا،
نك. قاراچیمه ن).

٦-در ریشه شناسی كلمه خرقان، نام تركها
و ایلات منسوب به دولت قاراخانی نیز پیشنهاد شده است. بنا به این ریشه
شناسی برخی از نامهای جغرافیائی بویژه روستاهائی كه اسامی آنها به شكل
قاراخانلی می باشد، به معنی منسوب به تركان و یا دولت قاراخانی می باشند.
قاراخانیان ویا خاقانیه و ایلیگ خانلار، دولتی تركی است كه از طرف تركهای
قارلوق، چیگیل، یغما، توخسی و غیره تاسیس شده است (دو شاخه شرقی و غربی،
١٠٤٢-١٢١٢). قسمتهای جنوبی آزربایجان (مناطق ترك نشین استانهای قزوین،
مركزی و تهران، قم، همدان) از جمله نقاطی میباشند كه طوائف تركی تشكیل
دهنده قاراخانیان به شكل انبوه در آنجا ساكن شده اند. به علاوه برخی از
نامهای خرقان-قره¬قان؛ اسامی چگین، قارلوق و غیره در این نواحی بازمانده
این طوائف میباشد. در استان قزوین و مناطق ترك نشین جوار آن در استان
تهران به نام چگین-چیگین-چیگیل چیگیل برخورد میشود. چیگیلها طائفه ای از
تركهای قاراخانیان اند كه در این نواحی از آزربایجان ساكن شده بودند.
چیگیلها به همراه تركهای "قارلوق" و "یغما" دولت قراخانیان (قاراخانلی) را
بین قرون ١٠-١٢ در آسیای میانه تاسیس نموده اند. سلطانهای قراخان=قاراخان
همیشه از بین این طائفه چیگیل انتخاب میشده اند. (كلمه "چگین" به معنی
شاهزاده بوده معادل كلمه تركی "تكین" میباشد. در استان آزربایجانی قزوین و
بخشهای مجاور آن به هر دو نام "چگین، چگینی" و "تكین" (تكین داغی) برخورد
میشود. ایل چگنی امروزه عمدتا لرزبان، گروههائی از آنها كه در استان
آزربایجان قزوین ساكنند تركی زبان و گروههائی كه در شمال كشور عراق مسكن
گزیده اند كردزبانند).

ریشه شناسیهای نادرست:

١-نهادها
و مقامات دولتی ایران به موجب سیاست تركی زدائی از چهره جغرافیای
آزربایجان و ایران، در حال تعویض سیستماتیك و گام بگام تمام اسامی
جغرافیائی و تاریخی تركی در ایران و آزربایجان با نامهائی فارسی اند. آنها
در این راستا، بسیاری از نامهای دارای كلمه "قارا" را نیز بدون توجه به
معنی آن در تركیب مورد نظر، با كلمه "سیاه" فارسی جایگزین ساخته و می
سازند. چنانچه نام "قاراقان" (قاراغان) در شهرستان سقز از استان كردستان
را به نادرستی به "سیاه دشت" تغییر داده اند. حال آنكه در اینجا قاراقان و
یا قاراغان به معنی اقاقی و یا محلی كه دارای اقاقی فراوان می باشد است.
(شهر ساققیز-سقز بنا به متون دوره اسلامی همواره در جغرافیای آزربایجان
قرار داشته است. نك. ساققیز-سقز).بای بک

٢-در عكس العملی افراطی
به تعویض نامهای تركی و جانشین ساختن همه كلمات "قارا"های تركی در نامهای
جغرافیائی با كلمه "سیاه" فارسی از سوی دولت و نهادهای دولتی ایران، عده
ای از تركان ادعا می كنند كه هیچكدام از كلمات قارا در نامهای تركی به
معنی سیاه نبوده و همه قاراها در نامهای جغرافیائی در واقع به معنی بزرگ
اند. این ادعا مقرون به حقیقت نیست، زیرا به واقع معنی قارا در اكثر
نامهای جغرافیائی رنگ سیاه بوده كه صرفا در ردیف رنگهای دیگری (آغ، ساری،
گؤی، قیزیل، یاشیل، آل، آلا، …) برای نامیدن آنها بكار برده شده است.
البته موارد دیگری نیز وجود دارند كه كلمه قارا به معانی انبوه، متراكم،
مرتفع، بزرگ … می باشد. به عبارت دیگر كلمه قارا در نامهای جغرافیائی
همواره به معنی بزرگ نیست، همانگونه كه همواره به معنی سیاه نیز نمی باشد.
چنانچه "قاراچای" و یا "قاراسو" به معنی رودسیاه و یا رود بزرگ نبوده، به
معنی رودی كه به آرامی جریان دارد؛ "قاراداغ" به معنی كوه سیاه و یا كوه
بزرگ نبوده، به معنی كوه مرتفع؛ و "قاراچمه ن" به معنی چمن سیاه و یا چمن
بزرگ نبوده، به معنی چمن متراكم و انبوه است.

٢-در مقاله
"اطلاعات آبادیهای میانه" نام روستای "قاراقانلی" به معنی "بسیار محزون"
آمده است. این معنی نادرست است، زیرا قاراقانلی در نامهای جغرافیائی به
معنی محلی كه دارای قاراقان (اقاقی و یا نهر) بوده و یا محلی كه منسوب به
قاراخان (شخص و یا طائفه) می باشد است.

نتیجه:
قاراقان
(خرقان) نام منطقه ای از آزربایجان جنوبی است كه امروزه بین استانهای
قزوین، همدان و مركزی تقسیم گردیده است. در ایران و آزربایجان جنوبی اماكن
جغرافیائی متعدد دیگری با نامهائی مشابه و نزدیك وجود دارند. نام منطقه
قاراقان، كلمه ای تركی به معنی محل و سرزمینی بزرگ می باشد. برخی از دیگر
نامهای قاراقان (بویژه آنها كه به شكل قره غان و قره قان اند) برگرفته از
كلمه تركی "قاراقان" به معنی اقاقی و گل ابریشم، و یا مكان و امكنه بزرگ و
بخشی از آنها (كه به شكل خرقان اند) به معنی نهر، بخش كوچكی از این نامها
نیز منسوب به امرا و والیان دولتهای تركی در تاریخ كه در آن مناطق رحل
اقامت گزیده و یا بر آنها حكومت كرده و دارای نام قاراخان بوده اند می
باشد. در اینگونه نامها قاراخان به معنی خدای خدایان و برگرفته شده از
میتولوژی تركی است. در نظام دولتی دول تركی نیز، قاراخان به معنی حاكم
مردمی، حاكمی از توده مردم و غیرمنتسب به طبقه اعیان و اشراف است كه به
حكومت می رسد.

Advertisements

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: